شکست خوردن را به کودکان خود بیاموزید !
اگر کودکتان فکر می کند زندگی در همیشه «بردن» و «پیروز شدن» و هرگز «نباختن» و «شکست نخوردن» خلاصه می شود وقت آن است که به او یاد دهید زندگی برد و باخت دارد.
زندگی فقط برنده شدن نیست. گاهی اوقات باید به فرزندان خود بیاموزیم که شکست را نیز بپذیرند و با آن کنار بیایند.
یکی از مسائل مهمی که والدین در تربیت کودکان باید به آن اهمیت بسیاری دهند، آموزش مستقیم و غیر مستقیم تحمل شکست است. همیشه در هر بازی برد و باخت وجود دارد، اما متأسفانه بعضی افراد بعد از باختن، کنترل خود را از دست داده و عصبی میشوند. این افراد معمولأ تحمل شکست را ندارند چرا که از کودکی نیاموختهاند که چگونه با شکست روبهرو شوند و احساسات خود را کنترل کنند.
وقتی کودک شش ساله ام برای هدیه تولدش «شطرنج» گرفت بی صبرانه منتظر آن بود تا هرچه زودتر با او بازی کنم. قواعد بازی را به او یاد دادم و بازی را شروع کردیم. او در دو دور اول برد و شطرنج همچنان برای او بهترین بازی دنیا و یا شاید هدیه تولد بود اما وقتی در دور سوم مات شد «شطرنج» دیگر جالب بودن و هیجان انگیز بودن خود را به سرعت از دست داد. او غر زد: «دیگر نمی خواهم بازی کنم» وقتی از او پرسیدم چرا با بغض گفت: «دوست ندارم.» در حالی که برخی کودکان پیش دبستانی با غلبه کردن بر شکست و دلسرد نشدن از باخت های کوچک مشکلی ندارند، این مسئله در مورد کودکان چهار یا پنج ساله بسیار شایع است که بخواهند فلسفه همیشه «بردن» و «پیروز شدن» را در پیش بگیرند و آن را تبدیل به شعاری در همه امور روزمره خود از بازی گرفته تا رفتار اجتماعی با دیگران کنند.
برای این دسته از کودکان باختن چه در بازی، چه در یک مسابقه جمعی و چه در نتیجه گرفتن از چیزی که انتظارش را داشته اند (همچون نمره ۲۰ در یک درس خاص) اتفاق ناگواری است که ممکن است واکنش های منفی شدیدی مانند یأس و دلسردی بیش از حد، گریه بی امان و یا لجبازی های بی دلیل را به همراه بیاورد. ماورین اُبرین، استاد روانشناسی از دانشگاه بوستون می گوید: «در این سن و سال بچه ها دوست دارند در هر کاری که انجام می دهند بهترین، سرترین و سرآمدترین باشند. بردن و پیروز شدن باعث می شود کودکتان احساس تسلط بیشتری بر عناصر پیرامون خود داشته باشد از سوی دیگر پیروزی او می تواند به رفتارهای محبت آمیز و توجه بیشتری از سوی والدین اش همچون تشویق، تحسین و... منجر شود و این اعتماد به نفس او را تقویت می کند.»
عدم تحمل شکست در کودکان
در زندگی هر فردی پیروزی و شکست وجود دارد ولی مهم آن است که چگونه در برابر شکستها واکنش نشان میدهند. برای این که بتوان در برابر شکستها واکنشهای صحیحی از خود نشان داد بهتر است از همان دوران کودکی این موضوع نهادینه شود تا در آینده با مشکلات کمتری روبهرو شوند. زندگی همیشه برنده شدن نیست بلکه گاهی اوقات ممکن است در بعضی کارها نیز شکست بخوریم. زندگی پر از فراز و نشیبهای مختلف است و این وظیفهی والدین است که به فرزندانشان نحوهی صحیح برخورد با شکست را آموزش دهند.
نحوه برخورد درست با شکست در کودکان یکی از مهمترین مهارتهایی است که والدین باید به کودکانشان بیاموزند. این آموزش، درسی است که تا پایان عمر همراه افراد میماند و بدون شک راه رسیدن به موفقیتهای بسیاری را برای آنها هموار میکند. معمولأ کودکان بر این باورند که اگر در انجام کاری شکست بخورند والدینشان دیگر آنها را به اندازهی قبل دوست ندارند، در حالی که این باور غلط است و شما وظیفه دارید به کودکانتان بفهمانید که در صورت شکست خوردن از علاقهی شما نسبت به آنها کم نخواهد شد و قرار نیست آنها در انجام هر کاری موفق شوند. همچنین باید به گونهای با کودکان رفتار کنید که متوجه شوند آنها را نه به خاطر کاری که انجام میدهند بلکه فقط به خاطر خودشان و بدون هیچ قید و شرطی دوست میدارید.
مسلماً هیچ کسی شکست یا باختن را دوست ندارد، اما یک کودک پیش دبستانی ممکن است شکست را نشانه ناتوانی و عجز و بی لیاقتی تلقی کند.
همه ما پیروزی را دوست داریم. همه دوست داریم بعد از پیروز شدن بالا و پایین بپریم و از شدت شادی فریاد بکشیم. دادن جام های مختلف، هدایای نقدی و جوایز ارزشمند از راه هایی است که جامعه امروز ما برای تشویق برندگان به کار می برد تا بین فرد پیروز و شکست خورده تمایز قائل شود. طبیعتاً تمام والدین نیز دوست دارند فرزند آنها همیشه پیروز باشند و مایه افتخار و سربلندی آنها باشند.
اما پرورش این باور در میان کودکان که بردن و پیروز شدن تنها موضوع مهم در هر رقابتی است و شکست خوردن نشانه ای از ضعف است درست نیست. قبول شکست نشانه ضعف نیست. هر رقابتی که برنده دارد طبعاً بازنده هایی نیز به همراه خواهد داشت. آموزش شکست خوردن و روبه رو شدن با آن یکی از مهم ترین درس هایی است که والدین می توانند به فرزندان خود بدهند. درسی که تا پایان عمر همراه آنها خواهد بود و قطعاً راه های رسیدن به موفقیت های بزرگ تر را برای کودکان ما هموار خواهد کرد.
● مسابقه همیشه پابرجاست
بچه ها در این سن آنقدر درگیر بردن و پیروز شدن هستند که در حقیقت ممکن است اتفاقات عادی یا کارهای روزمره خود مانند «غذا خوردن» و یا «لباس پوشیدن» را به عرصه مسابقه تبدیل کنند. هر بار که دختر پنج ساله ام از ماشین پیاده می شود مسیر پارکینگ تا در خانه را با سرعت هرچه تمام تر می دود و فریاد می کشد من بردم! و هدف او پیشی گرفتن از خواهر بزرگترش در رسیدن به در خانه است.
یک کودک برای بردن ممکن است به شیوه های مختلفی همچون غر زدن، متهم کردن حریفش به تقلب و یا ابداع قواعد تازه بازی و نپذیرفتن قواعد اصلی روی بیاورد و یا صرفاً حاضر به باختن و یا پذیرفتن آن نباشد و یک فعالیت یا بازی جذاب و سرگرم کننده را کنار بگذارد.
سندرم «باخت اکراهی» یا همان نپذیرفتن باخت باید از همان اول شناخته شود چراکه اگر با کودک تا سنین دبستانی باقی بماند دوستان و هم سن و سالان او ممکن است حاضر به بازی یا شرکت دادن او در فعالیت ها و مسابقات جمعی شان نباشد.
متخصصان کودک عقیده دارند: «پذیرفتن هرگونه باختی در کنار هرگونه بردی به کودک یاد می دهد بازیکن خوبی باشد و به توانایی های خود همواره به دیده احترام و ارزش بنگرد و از همراه شدن با جمع هراسی به دل راه ندهد.»
● پدر و مادر الگو هستند
برخی والدین «ناآگاهانه» رفتار همیشه پیروزمندانه یا بردطلبی را در کودکان تقویت می کنند، بخصوص آن دسته از کودکانی که به ورزش های جمعی مثل فوتبال، شنا، دو و... می پردازند.
بچه ها به نوع واکنش والدینشان خیلی حساسند. اگر همیشه پیروز شدن و بردن